با سلام.این متن از متونی است که
من به عنوان اولین شعر های خودم
معرفی کردم و مورد توجه دوستان قرار گرفت
و یادمانهای نیکویی به جا گذاشت.
به عنوان خاطره و شروع ....
جامدادی ام چه خالیست
و زیر سیگاریش
که با نقش برج پیزا
کج می شود
تا نگاهم
همیشه در سکوت
بغض کند
بخندد
و من و سیگارش
خاموش شویم .
چمدانم را می بندم
عشق هم دود می شود
چون کبریت خیسی
که آتش نمی گیرد
می سوزد
ومن خاکسترم را
هر روز در زیر سیگاریش می بینم
و جعبه هایی
که خودم و آنها را
دور می اندازم
شاید روزی
در سطل آشغال پیدایم بکنی
با خاکستر های سیگارش
در کنار برج پیزا !
(بهار ۸۱)
+ نوشته شده توسط منا محبی عدل در 23 May 2006
|