
حالت چطور است ؟
خواب اساطیر دیده ای ؟!
تنفس را بیاموز
من در چندمین مرتبه درخت ایستاده ام
ودستهایم ٬ در چندمین پرش پرنده
و چشمهایم
در تکرار او متوقف شده است .
پایه ایم ٬ برای نیم سوختنمان !
این کوچه سزاوار تپش نیست
این برگ سزاوار نقاشی شدن
و آری من سزاوار تو نیستم !
موهایت را روی پیشخوان جا گذاشته ای
همانجا که ساعت دیگر از کوک ایستاده است
نگاه تو بر آینه ثابت مانده
و چشمهایت در جاده ها می لولند .
باران پشت همین پنجره هم می بارد .
بازگرد
بازگرد عزیزم
خداحافظی وظیفه ماست .
(پائیز ۸۳)
+ نوشته شده توسط منا محبی عدل در 1 Nov 2006
|
